دو برداشت از نوروز

بیرون

روزهای آخر سال که می رسد، مردم توی پیاده رو خیابانها وول می خورند. از سر و کول هم بالا می روند. ماشینها به هم گره می خورند. خرید عید باید انجام شود. خانه ها باید تمیز شوند. ماهی قرمز و سبزه باید خریده شوند. هفت سین باید چیده شود. عیدی ها باید تهیه شود. آجیل و میوه و شیرینی باید گرفته شود. باید کاری کنیم که بوی عید را حس کنیم. باید قبل از سال تحویل کلی پیامک تبریک بفرستیم به لیست تلفن های توی موبایلمان؛ حتی انهاییکه یک سال است نه بهشان زنگ زده ایم نه پیامک.

 سال که تحویل می شود، باید تلفن را برداریم و به لیستی از کسان زنگ بزنیم و سال نو را تبریک بگوییم. حتی به آنهایی که قرار است تا ساعتی دیگر به دیدنشان برویم! باید به همه بگوییم: «سال نو مبارک... ایشاله که سال خوبی باشه براتون...»
باید میهمان که می آید، چند مدل شیرینی و آجیل و شکلات و میوه، برای پذیرایی آماده باشد. باید لباس نو بپوشیم و بپوشانیم و عیددیدنی برویم. و باید... 

من، این روزها و این سالها، معنی این کارها را نمی فهمم. فکر می کنم عید نوروز، یک تعطیلی خوب است؛ فرصت خوبی برای سفر و استراحت. گشتن طبیعت، دیدن جاهای جدید و... . همین.

 دو سه سالیست که عیدنوروز  برای من فقط «چند روز تعطیلی» است و یک فرصت خوب. پس بر من مبارک است!

 درون

"عید" چیست؟ "عید نوروز" یعنی چه؟ "عیدتان مبارک"چه معنی می دهد؟ "سال نو مبارک" دقیقاً یعنی چی؟
از اینکه مدام این عبارات را در برابر هر کس که توی این روزها می بینم، تکرار کنم و احیاناً «تالاپ» یک ماچ آبدار هم نصیبم شود، حس خوبی ندارم. 
فکر می کنم که عید نوروز، خیلی ساده و خلاصه، یعنی آگاه شدن بر نوشدن؛ یعنی اینکه آگاه باشم تا دروناً تازه شوم. نو شوم. تازه بمانم. گاهی فراموش می کنم که باید تازه شوم و بمانم و مبتلا به دل-کهنگی می شوم. و نوروز و عید و فروردین، یک رخداد بیرونی ست تا متوجه «درون»م شوم.

این روزها فرصت خوبیست برای تامل، برای دور ریختن چیزهای بد و مخرب از انبان ذهن. برای شادبودن و شادخواری و روان شدن...

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست؟گو سبب انتظار چیست؟

/ 6 نظر / 19 بازدید
تلخون

بهار تکراری است رمز نو شدن را باید دانست.... "انتظار کشیدن در چنین بهاری وقت تلف کردنی ست". فرصت روزهای خوش بهاری را باید مغتنم شمرد و مهلت خوشدلی را نباید بیهوده هدر داد. عمر بهاران کوتاه است و به یک دم، پس بهتر آن که قدر بهار عمر را نیک بدانیم و به خوشدلی وقت بگذرانیم. بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است بر طرف چمن روی دل افروز خوش است از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست خوش باش ومگو ز دی که امروز خوش است

افسانه احمدی

روز بهارست خیز تا به تماشا رویم تکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار سعدی

مهدی

مناسب دیدم که همزمان با روزهای زیبای نوروزی و فصل بهار یادی از غزل زیبای حافظ و نوای استاد آواز نمایم. نوای روح بخش استاد شجریان در آلبوم "مرغ خوشخوان" زیبایی این غزل ناب حافظ رو دو چندان می کند: ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

بهار زمستان باییز و تابستان هیچکدام فرقی ندارد چرخه ایست مدام و مدام سرد و بی روح تمامه آن می گذرد در این بین بدر مادر دوستانه عزیز و جوانیت را ازدست می دهی چه بیامی چه نو نو نو روزی وقتی عزیزی را که می خواهی نداشته باشی و خانواده ات در رنج و عذاب ببینی من نوروز نداشته ام امیدوارم شما داشته باشید و خوب هم داشته باشید من منتطرم . شاید مرگ تسلی آلامم باشد

ش-محمدی

موافقم

ش-محمدی

موافقم