الصبر مفتاح الفرج‏

صبر کردن جانِ تسبیحات توست

                               صبر کن، کان است تسبیح درست‏

هیچ تسبیحى ندارد آن درج

                               صبر کن، الصبر مفتاح الفرج‏

صبر چون پول(=پل) صراط، آنسو بهشت

                              هست با هر خوب یک لالاى زشت‏

تا ز لالا مى‏گریزى وصل نیست

                             ز آنکه لالا را ز شاهد فصل نیست

 

مولانا جلال الدین- دفتر دوم مثنوی

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
منصور بنانی

صبر بالاترین کیفیت وجود آدمی است، که شاید یک عمر برای فهم کامل آن کم باشد. اگر خشم یک طرف پاندول ذهن و حرص طرف دیگر آن باشد، صبر حالتی است که انگار پاندول ذهن در آن وسط در آرامش و تعادل مستقر شده باشد. انگار صبر فقط در آرامش عمیق درون جایی که خدا حضور دارد پیدا می شود. و انگار صبر مانند خدا همیشه با ماست، ولی مائیم که خود را از او دور می کنیم!!

قطره

صبر .... " ماندن در آنچه هست " .... حتی نا خوشایند ... صبر ، هیچ نخواستن ...... نه توقعی برای تداوم داشته ها ی خوشایند و نه حذف ناخوشایندها ... انسان با صبر به یک حالت " خنثی " می رسه ..... بی آرزو می شه ..... مثل میهمانی می مونه که در یک ضیافتی دعوت شده و همه چی براش سور پرایز هست ..... و سینی های از مواهب متنوع براش ، تقدیم می شه .... گاهی تلخ ...گاهی شیرین ..... و نو به نو ..... و وقتی " آگاهی " حضور داره ، هیچ اعتراضی حتی به تلخ ترین ها نیست ... همه چی نوش .... و مصلحت .... و به جا .... و پر از درس .... ممنون از این مطلبتون ..... بهره بردم و مست شدم و با دست و دل پر از اینجا می رم چون موهبتی تقدیمم شد بی آنکه بخواهم ....

شهره

سلام راستی اگر مولانا و حافظ و ....نبودند با کدام اندیشه می توانستیم به آرامش برسیم فقط کافیه وقتی دلمان گرفته تفالی با دیوان حافظ و یا مولانا بزنم و دوباره زنده شویم . عجب شعر زیبایی بود مرسی

مصطفی علیزاده

جناب بنانی چه تفسیر زیبایی از صبر بیان کردید: بالاترین کیفیت زندگی... ای کاش آن قدر "زندگی" کنیم که بالاترین کیفیتش را دریابیم!

مصطفی علیزاده

قطره عزیز زیبا نوشته اید و زیبا درک کرده اید "صبر" را . واقعا لذت بردم از خواندن نوشته تان... سپاس. بسیار سپاس!

مصطفی علیزاده

سلام بر شما شهره خانم پناه بردن به ابیات حافظی و درسهایی مثنوی واقعا آرامش دهنده است و شاید گاه، آبی بر آتش!

آسمان

سلام...خدا رو شکر..بنظر مشکل تا حدی رفع شده..ولی ظاهرا فرصتی برای خوندن داستانها یا گفتن نظرتون نداشتین....قصدم اصلا پافشاری و اصرار نبود... به هر حال ممنون...