درباره غائله جایزه جلال

چند خطی درباره غائله جایزه جلال در میدان روشنفکران

(بخشی از سرمقاله شماره دوم نشریه کافه داستان)

«یعنی مشکل ادبیات ما اینه»!؟

بعد از شش دوره، بالاخره هفتمین جایزه ادبی جلال آل احمد کمی رنگ و بوی اعتدال گرفت و «گران ترین جایزه ادبی کشور» از انحصار گروه و طرزفکری خاص خارج شد؛ در میان نام های داوران، چهره های مستقل و داستانی دیده شد و به تبع، در بین نامزدهای راه یافته به مرحله نهایی سر و کله ی آثار نویسندگان مستقل و ناشران خصوصی هم پیدا شد. این اتفاق بدی که نیست، هست؟! این که به ناشران خصوصی بعد از سالها تحمل رکود و سختی و بی مهری، کمی توجه شود و آثار نویسندگانی که به جریان مستقل و روشنفکری تعلق دارند هم لااقل - و در قدم اول- به جمع نامزدهای نهایی برسند، که بد نیست! لااقل امیدوارکننده است.

اما از گوشه و کنار صدای ساز مخالف تعداد معدودی از نویسندگان و اهالی داستان بلند شد و استدلال هایی آوردند و خرده هایی گرفتند و گاه گفتارشان تیز شد و دلخوری هایی هم به وجود آورد. و در طرف مقابل هم موافقان پاسخ ها دادند و اقامه دلیل کردند و به دفاع برخاستند از آنهایی که گرچه تاکنون در زمره جریان مغضوب سال های اخیر این جایزه دولتی بودند، اما آثارشان دیده و برگزیده شده بود.

اول آنکه، گفتگو و بحث چیز خوبیست! و دوم، عجالتاً کاری به استدلال های طرفین گفتگو ندارم و به آن ورود نمی کنم که به نظرم نتایج سوء این مباحثات –با این شکل و سیاق غریب و دوراز انتظارش- بیشتر از آثار مثبتش است. اما نقد من به این نگاه تند و تیز و این جبهه بندی است. واقعاً این را کجای دل مان بگذاریم که برخی نویسندگان فعال مستقل و روشنفکر جوان رو در روی هم صف بکشند و زبان شان را تیغ کنند!؟ به قول آقای دکتر، که این روزها و ماه ها کم کم (خیلی نرم و کُند البته!) دارد آثار سوء مدیریت و نگاه خشک و عبوس تیم فرهنگی شان پاک می شود، «واقعاً مشکل ادبیات ما اینه؟ مشکل نویسنده های ما اینه!؟»

البته که این نیست. مگر ادبیات داستانی این کشور چقدر خواهان و خواننده دارد که به جای اینکه با همدلی و همفکری و همت کاری برای رشد و بالیدنش کنیم، و به فکر به سامان رساندنش باشیم، این گونه در مقابل هم صف می کشیم!؟ ما که قرار است دغدغه مان داستان و ادبیات باشد؛ بگذاریم و بگذریم...

مصطفی علیزاده

 


/ 0 نظر / 13 بازدید