پنج تا پنج؛ نه هنر و نه تجربه!

در تعریف ارائه شده در سایت گروه سینماهای «هنر و تجربه»، فیلم هنری فیلمی‌ست(چه کوتاه یا بلند یا داستانی یا مستند) که فرم و محتوای آن تمایلات و حساسیت‌ها و کنجکاوی‌های زیبایی‌شناسانه تماشاگران را برانگیزد و ذوق و سلیقه بصری آنان را ارتقا دهد. و به همین ترتیب تعریفی هم برای فیلم تجربی ارائه شده: «فیلم تجربی» به فیلمی اطلاق می‌شود که شیوه‌های تازه‌ای در بیان و روایت سینمایی در آن تجربه شده باشد که سینمای تجاری و عامه‌پسند به سوی آن نمی‌رود.

در این‌که اصلِ کار و نفس تشکیل این گروه مطلوب و به‌جا است، شکی نیست. حالا دیگر با وجود این گروه و این تمایز، علاقمندان سینمای هنری و جدی می دانند که کجا باید به تماشای فیلم‌هایی مطلوب و مناسب با سلیقه‌شان بنشینند. جایی که فیلم‌هایی مثل ماهی و گربه، پرویز، روایت ناپدیدشدن مریم، مهمان داریم، مردی که اسب شد، و ... اکران می شود و مخاطب خاص سینما حتی اگر از فیلمی خوشش نیاید، می پذیرد که تلاش و تجربه فیلمساز پسندیده و قابل احترام است.

اما پرسشی که پس از پایان تماشای فیلم «پنج تا پنج» (از فیلمهای گروه سینما و تجربه) مثل خوره به جانم افتاد این بود که: این فیلم با چه معیارها و استانداردهایی در سینمای هنر و تجربه اکران شده!؟ آیا فیلمنامه خاص و برجسته ای دارد؟ یا کارگردانی ممتاز و بازی های درخشان؟! هیچ! فیلم هیچ نقطه روشنی نداشت. به واقع فیلمنامه نویس، بدترین اقتباسی که می شد از نمایش نامه بسیار خوب «پنچری» اثر فریدریش دورنمات کرد را انجام داده: دیالوگ‌ها وحشتناک است؛ چیزی در حد فاجعه. اصلاً بسیاری از دیالوگ ها به گوش‌تان آشناست؛ انگار که قبلا بارها و بارها در فیلم‌ها و سریال‌های بی‌مایه ایرانی هم شنیده باشیم. حرفها، کنش‌ها، واکنش ها، عصبانیت‌ها و ... همه بی منطق و بی‌دلیل.

رضا کیانیان علاوه بر آنکه مشاور این پروژه بوده، نقش اول را هم بر عهده داشته است. و فیلمنامه‌نویس و کارگردان دست به دست هم دادند تا ضعیف‌ترین کاراکتر تمام دوران بازیگری کیانیان را خلق کنند و بدترین دیالوگ‌ها را برایش بنویسند که موفق هم شدند. بازی او نیز متاثر از ضعف عمومی سایه افکنده بر تمام فیلم، ضعیف و نچسب و گاه خنده‌دار است. بازی‌های سایر بازیگران هم که دیگر نیازی به گفتن ندارد. خنده‌دار است: خنده‌هایی عصبی آن‌هم در تمام مدت فیلم.

خلاصه آنکه ساخت فیلم ضعیف «پنج تا پنج» با سرمایه پانصد میلیونی، یک مساله است و مساله فاجعه‌آمیز، اکران این فیلم در گروه سینمای هنر وتجربه است. سینمایی که قرار است فرم‌ها و فضاهای متفاوت و جدیدی را پیشنهاد دهد؛ ‌سینمایی که در جهت شکستن کلیشه هاست؛ سینمایی که قرارست مخاطب جدی سینمای هنری را راضی کند. اما اولین ساخته تارا اوتادی دقیقا نقطه مقابل این هاست و اتفاقا باعث بدگمانی و بی اعتمادی علاقمندان سینمای هنروتجربه به فیلمهای اکران شده در این گروه می‌شود.

/ 0 نظر / 20 بازدید