ایستگاه آخر دومین جشنواره داستان کوتاه پایداری

 

 

 

سرانجام قطار دومین جشنواره داستان کوتاه پایداری با 423 مسافر  به آخر خط رسید. داوران این جشنواره از بین 423 داستانک(فلش فیکشن) ارسال شده از سراسر ایران، در مرحله اول 60 اثر، و سپس 15 اثر برتر را انتخاب نمودند. در مراسم اختتامیه این جشنواره که در روز عید غدیر و در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، برگزیدگان معرفی و تقدیر شدند.

این هم لینک گزارش خبری مراسم اختتامیه از خبرگزاری کتاب ایران:

      تقدیر از 15 داستان‌نویس جوان در جشنواره داستان کوتاه پایداری

و     گزارش تصویری/اختتامیه دومین جشنواره داستان کوتاه پایداری

 

اختتامیه دومین جشنواره داستان کوتاه پایداری

تا اینجا که این پست، خیلی خبری شد! اما بعد:

برگزاری جشنواره ها و مسابقه های خصوصی و مستقل ادبی که جنبه ی مالی مسابقه در آن کمرنگ است به نظر من اتفاق بسیار خوشایندیست. داستان نویسان جوان از سراسر کشور دوست دارند که کارهایشان خوانده شده و بررسی و داوری شود تا عیار کار خود را بسنجند. برگزاری این جشنواره ها فرصتی است تا داستان نویسان آثار خود را به طور جدی مورد نقد قرار دهند و این تجربه ای  بسیار ارزشمند و فرصتی مغتنم است.

در مورد دو قصه ای که برای این جشنواره ارسال کرده بودم، این اتفاق برای من افتاد. و به جبر اینکه پای ‹‹جشنواره›› و ‹‹مسابقه›› در میان بود، خود را ملزم به مطالعه دوباره و چندباره مباحث تئوریک داستانی(گونه فلش فیکشن) نمودم. قصه هایم را نیز برای چند تا از دوستان کارگاه داستان خواندم و به این ترتیب برخی اشکالات کار را دیدم و برطرف نمودم. شاید اگر قرار نبود کارم در جشنواره دیده شود، جدیت کمتری به خرج می دادم.

 به نظرم حتی اگر جایزه مالی هم در این گونه جشنواره های مستقل و خصوصی در نظر گرفته نشود، باز هم داستان نویسان جوان استقبال خواهند کرد. چرا که اصل، چیز دیگری است برای آنها. آنها می خواهند که دیده شوند.

از این رو باید همت بانیان جشنواره داستان کوتاه پایداری را ستود. مدیران انتشارات هزاره ققنوس و سفیر اردهال. و نیز از داوران این جشنواره که با حوصله 423 داستان کوتاه کوتاه را خوانده و بررسی و داوری کردند، قدردانی نمود. خسته نباشید!

امیدوارم با توجه ویژه بخش خصوصی، این گونه جشنواره ها پرتعداد و پر رونق شوند که این، یقیناً رشد و گسترش ادبیات داستانی را در پی خواهد داشت.

 

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

تبریک آقای علیزاده... خب حالا ما داستانها رو چه جوری بخونیم؟؟؟ بذاریدشون توی وبلاگ ما هم لذت ببریم :)

سوگند

تبریک می گویم. [گل]

مصطفی علیزاده

سپاس فراوان از همه دوستانی که اظهار لطف کردند[گل] خانم صادقی شما همیشه لطف دارید[گل] خانم احمدی. راست می گویید. آبان هم یک اتفاق خوش برایم داشت. مرسی از ارزوتان[گل] آقا مهدی - خودت را برای سفر عید آماده کن پسر[چشمک] شهره خانوم خیلی خیلی ممنون. یک داستان کوتاه کوتاه بود.[گل] نرگس خانم. کتاب هم انشاله به زودی منتشر می شود. چشم خانم سوگند. مرسی. شاد باشید[گل]

دوست

با تبریکات فراوان . امیدوارم همیشه و همیشه موفق و پیروز باشید.

مهدي

مصطفاي عزيز[گل] ممنون از ابراز لطف شما ولي احتمالا عيد امسال در خدمت شما نباشيم اميدوارم سفر خوبي داشته باشيد. [لبخند]

نیلوفر

منم تبریک میگم واقعا مایه افتخار خمر کهن هستید همیشه موفق باشید[گل][گل][گل]

امین

سلام مصطفی جان، از صمیم قلب برایت تبرک میگویم و همیشه سر بلند و پیروز باشی خدا یارت [گل][گل][گل]

قطره

تبرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررریک ........ [لبخند] [گل]

قطره

ببخشید اولین تبریک طولانی شد زد بیرون از صفحه [خجالت] یک تبریک با احتیاط می فرستم الان : تبررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررریک [لبخند][پلک]

مصطفي عليزاده

مرسی خانم قطره از لطفتان.. هر چه گشتم, «ته» ‹‹تبريك›› تان را پيدا نكردم! بعد فهميدم كه چه كار بيهوده اي كردم كه دنبال ‹‹ته››تبريك تان بودم. چون مثل محبتتان، بي انتهاست![لبخند]