شرح غزلی از حافظ

 

 

  

 (این غزل حافظ را با صدای پانویس و موسیقی حسین علیزاده بشنوید)

 

 این غزل در عین حال که معناَ ساده است،مشحون از استعاره و تشبیه و تصاویر ناب است و همین استعاره و تصویر ها و تشبیه هاست که فهم چندبیتی از آن را با پیچیدگی روبرو می کند.

بیت اول:

گلبرگ، استعاره از صورت محبوب است (که در زیبایی همچون گلبرگ های گل است)

 سنبل، گیاهی است که گل های خوشه ای دارد و در شعر فارسی غالباً استعاره از زلف معشوق است که همچون خوشه ای بر روی پیشانی وی ریخته. 

مشکین، بسته به آنکه چطور خوانده شود، دربرگیرنده دو معناست: هم به معنای خوشبوهمچون مشک. و هم به معنای مشکی و سیاه

معنی بیت حالا روشن است:

ای معشوق، صورت همچون گلت را زیر زلف سیاه خوشبو پنهان کن و جهانی را پرآشوب کن.

بیت دوم:

بر صورت معشوق وقتی عرق می نشیند که گرم و ملتهب و پر تب و تاب باشد و این حالت گرما، برای عاشق، دوست داشتنی و مطلوب است. و حافظ از معشوق چنین می خواهد تا با عرق چهره اش که به خوشبویی خود وی است، اطراف باغ را و دیده ی همچون شیشه حافظ را پر از گلاب کند. ( یادمان نرود که در بیت قبل، حافظ چهره معشوق را به گل تشبیه کرده و از این رو عرق چهره معشوق می شود: گلاب!)

بیت سوم:

عمر آدمی همچون ایام عمر گل(=گل سرخ) کوتاه است و گذرا. 

دورِ باده، یعنی گرداندن صراحی باده و پرکردن جامها. باده ی گلگون هم شراب سرخ است.

پس معنای بیت روشن است: حالا که عمر کوتاه و گذراست، ای ساقی بیا و در دورگردانی باده شتاب کن.

بیت چهارم:

به شیوه، یعنی با عشوه و ناز و ادا

نرگس در شعر فارسی استعاره از چشم زیبای معشوق است و گاه در دیوان حافظ، نرگس می شود رقیبی برای چشم معشوق (در زیبایی)

رعنا هم در اینجا به معنی خودپسند است.

حافظ خطاب به معشوق می گوید: چشم خواب آلود و مست خود را با ناز و عشوه بازکن تا چشم زیبای گل نرگس در برابر زیباییت تسلیم شود و به خواب رود

بیت پنجم:

 بنفشه گلی بسیار خوشبوست که در دیوان حافظ مکررا استعاره از زلف خوشبوی معشوق است

لاله در شعر حافظ  سه معنا و  کارکرد متفاوت دارد که یکی از آن سه، شباهتش به قدح و جام لبریز از شراب ارغوانی است و در این بیت هم حافظ به خود توصیه می کندکه به رنگ سرخ لاله ی همچون قدح نظر کند و قصد باده نوشی کند (بر خلاف بیت های قبلی، در این بیت مخاطب، ذیگر معشوق نیست بلکه خود شاعر عاشق است)  

بیت ششم:

معشوق حافظ به رسم همه معشوق های شعرفارسی عاشق کش است و حافظ به کنایه (و از سر تسلیم، شاید) به او می گوید که : باشد! اشکال ندارد! تو با رقیب من باده نوشی کن و به من بی محلی و عتاب کن!

بیت هفتم:

این بیت، سخت و مشکل است .

روی قدح شراب که تازه پر شده باشد، کف و حباب تشکیل شده و اندک زمانی طول می کشد تا حباب ها از بین رود و روی سطح شراب صاف شود.

در مصراع اول، دیده ساقی به حباب موقتی تشکیل شده بر سطح جام تشبیه شده است. ولی چرا!؟  و همچنین در مصراع دوم، از خانه سخن به میان آمده ( این خانه). کدام خانه؟!

شاید منظور از خانه ، دنیا باشد که منزل فعلی ماست. که دراینصورت معنی مصراع دوم می شود: این دنیا اساساً همچون حباب است و زودگذرا است. اما همچنان تشبیه ساخته شده در مصراع اول مجهول و مبهم می ماند. شاید منظور حافظ این بوده که:

ای ساقی حالا که دنیا همچون حباب ناپایدار و گذراست، تو بیا و جام و صراحی شرابت را بیاور و برایمان شراب بریز!

بیت هشتم:

که بسیار روشن و مستقیم است

 

مصطفی علیزاده


پ.ن. چند شب پیش، یکی از دوستان نازنینم از آن سر دنیا- یعنی از حدود 4 -5 هزار کیلومتر دور از من- تماس گرفت و درباره این غزل گفت و گویی کردیم و قول دادم که یادداشتی درباره آن، در وبلاگ بنویسم. یادداشت را نوشتم و دو سه شب بعد که مصاحب داود شدم، از او خواستم که غزل را بخواند. خواند و ضبط کردم و حالا خوانش زیبای او با نوای پس زمینه زخمه ی «سلانه»ی حسین علیزاده، این پست وبلاگ را غنا داده.

/ 3 نظر / 23 بازدید
امیرحافظ

سلام. بسیار بهره بردم. دست مریزاد. جسارتا بیت هفتم، با بیت "کف دریاست صورتهای عالم/ زکف بگذر اگر اهل صفایی" از مولوی اندکی قرابت معنایی ندارد؟

امیرحافظ

سلام. بسیار بهره بردم. دست مریزاد. جسارتا بیت هفتم، با بیت "کف دریاست صورتهای عالم/ زکف بگذر اگر اهل صفایی" از مولوی اندکی قرابت معنایی ندارد؟

جمیله

با خواندن این یادداشت و شنیدن این غزل زیبا با صدای گرم پانویس حس کردم بقول اینجایی ها "شانس من را بوسیده". بسیار زیبا و روشن سپاس دوستان عزیز دل من