فرهادوار

 

فرهادوار

درباره عاشقانه‌ی به‌یادماندنی «دردنیای تو ساعت چند است؟»، ساخته صفی یزدانیان

 

از میراث ادبیات کهن فارسی، یکی قصه‌ی عشق فرهاد به شیرین است. عشقی یک‌طرفه که در ادب و فرهنگ فارسی جاودان مانده‌است؛ حال آنکه شیرین دلداده‌ی خسرو بوده و عشق آن دو است که به وصال می‌رسد. آنچه فرهاد را مانا و از خسرو نامدارتر کرده، پاکباختگی و پایداری او در عشق یک طرفه‌اش است. عشقی بی چشمداشت؛ عشقی که هرگز ابراز نشده و در کندن کوه بروز می‌کند.

صفی یزدانیان در اولین تجربه‌اش فیلمی ساخته که به معنای واقعی کلمه عاشقانه‌ای دلنشین و به‌یادماندنی است. داستان فیلم ساده و سرراست و بی پیچ‌و‌گره آنچنانی‌است؛ اما آنچه داستان و فیلم را برجسته می‌کند، شخصیت‌پردازی ممتاز و تحسین‌برانگیزش آن است. شخصیت مرد عاشقی که صفی یزدانیان ساخته، از نمونه‌های تیپیک و برجسته مرد عاشق در سینمای ایران می‌تواند باشد. فرهاد(با بازی علی مصفا)، تمام زندگی خود را فرهادوار صرف معشوقی کرده که بازمانده‌ی خاطرات کودکی‌ست. گُلی (با بازی لیلا حاتمی)، معشوقی است که از نه از عشق فرهاد به خود خبر دارد و نه حتی ‌او را به ‌یاد دارد؛ و درست‌تر آنکه اصلاً او را نمی شناسد. فرهاد همه‌ی آنچه مربوط به گلی می شود را مثل یک گنجینه پیش خود جمع کرده و نگه‌داشته است. هر آنچه مربوط به گلی می‌شود برای او مهم است و در یاد یا روح و روانش حک می‌شود. حتی اگر به بی اهمیتیِ ضربدری باشد که گلی روی دستش با خودکار کشیده باشد تا چیزی را فراموش نکند.

فرهاد هرگز و حتی یک بار کلمه‌ای عاشقانه نمی‌گوید؛ اما عشق را معنا می‌کند. هر نگاه، هر کلمه، هر سکوت، هر فکر و خیال، هر حضور و هر غیبتِ فرهاد، ترجمان عشق او به «گلی» است. تک‌تک لحظه‌هایی که فرهاد در قاب دیده می شود، تکه‌ای از تندیس این فرهاد عاشق را می سازد. همانطور که خود فرهاد در درون خود، تندیس عشق به گلی را تراشیده است. و در پایان فیلم با آن دیالوگ به یادماندنی، تندیس عشق تکمیل می‌شود. آنجا که گلی روی فرهاد خسته ملافه ای می کشد و می گوید: «بخواب دیوونه، بخواب!». و فرهاد در شیرین ترین لحظه‌ی تمام عمرش با لبخند مى‌گوید: «مى‌ارزید!». تمام عمری که صرف معشوق شد، به همین توجه و همین کلام صمیمی می ارزید.

همه چیز فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» در خدمت قصه و روایت دلنشین آن است؛ فیلمنامه قوی، نماها و قاب‌های تاثیرگذار و هدفمند فیلم، فضاسازی درخشان، بازی‌های خوب و ساده، ضرباهنگ کاملاً اندیشیده و دقیق تنظیم شده و همچنین موسیقی زیبای فیلم، عواملی هستند که بیننده را ذوق‌زده از روی صندلی سینما بلند می‌کند.

«در دنیا تو ساعت چند است؟»، مخاطبان جدی سینما را به آینده‌ی سینمای ایران و فیلمساز تازه اش، صفی یزدانیان، امیدوار می‌کند.



استفاده از مطالب این سایت صرفاًبا ذکر نام و آدرس سایت بلامانع است 

/ 0 نظر / 13 بازدید