الفبایی برای خواندن و لذت بردن!

معرفی رمان سین شین، نوشته ضحی کاظمی

این یادداشت با تیتری اشتباه و غریب که انتخاب نویسنده ی آن هم نبوده در روزنامه فرهیختگان(18آذر)منتشرشده است. البته این دست اشتباهات در دنیای مطبوعات و روزنامه ها چیز عجیب و مساله خاصی نیست.

بعضی از رمان‌ها (رمان های جدی و نه عامه پسند) جوری نوشته شده‌اند که می‌توان راحت، بی‌توقف و بی‌مواجهه با دست‌انداز، در کوتاه‌ترین زمان آن‌ها را خواند و به لذت درک و تجربه جهانی داستانی رسید. این‌ها نقطه مقابل آن‌دسته از رمان‌‌هایی هستند که هرچند یا چند ده صفحه باید ببنیدیشان و نفسی تازه کنی و بگذاری مغزت کمی استراحت کند. روشن است که این ویژگی در عین حال که واجد نوعی تعریف و ستایش است، ممکن است که در خود شکلی از انتقاد را هم داشته باشد: رمانی که حین خواندن آن درنگ نکنی و کتاب را نبندی و قدری تامل نکنی، آیا می تواند رمان «شاخص»ی باشد!؟ پاسخ این پرسش که روشن است: نه. اما اگر به جای «شاخص»، از صفت «خوب» استفاده کنیم، معلوم است که می توانیم بگوییم : بله!

در سرزمینی که تعداد رمان‌خوان ها و تعداد رمان‌های خوانده‌شده در سال، به شکل غم انگیزی به‌شمارنیامدنی‌ست، بودن رمان‌هایی خوشخوان و روان، از همین ها که در سطور قبل ذکرش رفت، که البته به حوزه ادبیات داستانی جدّی و روشنفکری- و نه عامه پسند، هم نزدیک باشند، غنیمت و موهبتی است.

«سین شین » رمان اول ضحی کاظمی، از این دست رمان‌هاست. رمانی 140 صفحه‌ای که می‌توان در دو یا سه نشست آن را خواند و لذت برد. طرح داستان روشن و ساده است. روایت رابطه‌ای که دچار مرگ تدریجی شده و خانواده‌ای در کما، که برای بازگشت به زندگی چندان شوقی هم وجود ندارد؛ مگر در کوچکترین عضو آن. زبان اثر روان و ساده است و متن فاقد پیچیدگی‌ها و بازی‌های زبانی و فرمی است. همین روانی و سادگی است که ضعف‌های احتمالی دیگر را پوشش می‌دهد. سوژه و جهان خاص داستانی آن که - به ویژه - مایه اش را از دوره نوجوانی شخصیت اصلی(شیرین) می‌گیرد جذاب است و تازگی‌هایی هم دارد: دختری از خانواده ای مذهبی که به اقتضای شغل پدر در لندن زندگی می‌کنند، و دوره نوجوانی اش به سبب فاصله ای که بین او و همسالان و همکلاسی هایش در اثر الزام ها و سخت گیری ها متعصبانه خانواده ایجاد شده، در تمسخر و تحقیر و انزوا و غربت، نابود می‌شود. و حال آنچه از آن دوره سیاه به یادگار مانده، روانی رنجور و آسیب‌دیده است.

حالا آن دختر ازدواج کرده و دختری مدرسه ای هم دارد و در جایگاه مادر قرار گرفته.  آشفتگی خانواده سه نفره اش و رفتار و افکار پریشان و نامتناسب و گاه ناهنجار دخترخردسالشان، این نکته را نشانه می رود که انگار قرار است عقاید و فرهنگ و به تبع آن،  سخت‌گیری های حاکم بر نسل قدیم خانواده( پدر و مادر شیرین)، نه تنها فرزندشان(شیرین) که نسل و نسل‌های بعد از آن را هم به ویرانی بکشاند.

اما افسوس که این وجه برجستگی «سین شین»، یعنی سوژه و جهان داستانی و کاراکتر اصلی آن، عمق و گسترش پیدا نمی‌کند. گذشته از این، نقدی که به این رمان وارد است، یکسانی لحن و زبان راویان سه گانه آن، شیرین(مادر)، آرش(پدر)، روشنک(کودک)، می‌باشد. انگار که راوی یکی‌ست؛ جمله‌های کوتاه و ضرباهنگ تند و دایره واژگانی تقریباً از یک جنس در هر سه روایت دیده می‌شود. روایت اصلی برای شخصیت اصلی‌ست و در مورد دو راوی دیگر، صرفاً‌ تغییراتی سطحی در زبان و لحن رخ می‌دهد. روشن است که از نویسنده خوب این رمان انتظار چنین سهل‌گیری را نداشته و نداریم و از این ضعف اثر نمی‌توان با چشمپوشی گذشت.

گذشته از آنچه که در این یادداشت گفته شد و آنچه نشد، سین‌شین اثری‌ست که می‌توان آن را با لذت خواند و خواندنش را به دیگران توصیه کرد.

لینک مطلب چاپ شده در روزنامه فرهیختگان 

/ 0 نظر / 14 بازدید