احیای بخش از دست رفتۀ وجود

Wilderness River

دارم موزیک گوش میکنم؛ موزیک که نه. آلبومی است به نام «Wilderness River» )رود ناآرام(، که کل آن فقط صدای آب رودخانه ای است. یک ساعت تمام. این آلبوم را، این صدای رودخانه را گوش می کنم تا آرامش پیدا کنم. اینطور که: توی ذهنم را از چیزی و چیزهایی خالی کنم و آن را فقط با تصویر و صدای یکنواخت آبِ جاریِ ناآرام پرکنم. یعنی: آرامش.

 این کاست( یا سی دی) ساخته شده تا بازسازی بخشی از طبیعت باشد برای انسان مدرن و شهری که سیمان و دود او را فرا گرفته است. با خودم فکر می کنم. که ما ادم های شهرنشین، ما که از طبیعت بکر کنده شده ایم، چقدر به همین طبیعت دلبسته ایم. که حالا که به جبر روزگار توی خانه ای در دل شهری پر از دود و صدای بوق نشسته ایم، با صدای دیجیتال شده ی آب رودخانه ای، برای دقایق و ساعتی، آن قسمت از وجود از دست رفته مان را که از طبیعت کنده شده، زنده می کنیم. این، احیای بخش از دست رفتۀ وجود ماست.

و حالا می خواهم سکوت کنم تا صدای آب تکرار شود و تکرار شود و تکرار...

/ 2 نظر / 4 بازدید
tabkom

با سلام خدمت آقا مصطفای عزیز.... تفاوت این صدا که می‌فرمائی با صدای اصلی که در طبیعت می‌شود شنید، دقیقا مثل تفاوت یک تصویر دیجیتالی از یک منظره است با حضور کامل در مکانی که عکس از آنجا گرفته شده (تصویر روی جلد سی‌دی)..... یا مثل تفاوت صدای اصلی و زنده‌ی ارکستر نوازندگان می‌شود با دوباره همان صدای ضبط شده‌ی دیجیتالی..... ای بابا همه‌اش شد دیجیتالی!..... یا مثل تفاوت این نوشته‌ی دیجیتالی بنده می‌شود با اینکه در همان منظره حضور داشته باشیم و دیگر هیچ حرفی نزنیم!.....

مریم

چه لحظات توام با لذتی را تجربه کرده اید، احیای چیزهایی که زمانی بنا به دلایلی نابود شده اند و حالا به دست طبیب زمان و دیگر عوامل خود خواسته ویا نا خواسته در حال ترمیم هستند ،یادآور امیدی هست که آدمی هیچگاه نباید از دست بدهد.دقیقا مثل من که این روزها مانند تماشاگر تنهایی مقابل پرده سینمای زندگیم نشسته ام و چون ثالثی متحیر، احیای هر آنچیزی که تا انتها نابود شده بود و به باد فراموشی و نا امیدی سپرده شده بود را به نظاره نشسته ام و اصلا نمی دانم که باید بر بی ایمانی و ناشکیبایی خود در درگاه خداوند اشک حسرت بریزم و یا به شکرانه ی احیای حیاتی مردد و محتضر اشک شوق بیافشانم.