فیل‌های خواندنی

 

دعوت به خواندن رمان «فیل‌ها» نوشته‌ی شاهرخ گیوا

فیل‌های خواندنی!

مصطفی علیزاده
 

تا حالا با یک کلکسیونر جدی و حرفه‌ای سروکار داشته‌اید؟! از آن کلکسیونرهایی که زندگی‌شان تحت تاثیر میل غریبِ گردآوردی مجموعه‌های مقدس‌شان است! خلق‌و‌خو و روحیات‌ این‌ها را می‌دانید؟ اصلاً می‌دانید چرا کلکسیونر شده‌اند و در آن‌چه جمع می‌کنند، دنبال چه می‌گردند؟ ممکنست بگویید: بله، یکی را می‌شناسید. یا بگویید در فیلم‌ها دیده‌اید. مثلاً‌ کلکسیونرهای تمبر، سکه، خودنویس، تابلوهای نقاشی، کتاب‌های قدیمی، حشرات و ... . اما تاحالا فکر کرده‌اید که این‌ها به چه دلیل کلکسیونر شده‌اند؟ یا فکرکرده‌اید که چه چیزها و اشیایی را می‌توان کلکسیون کرد؟ هرگز به ذهنتان رسیده که جمله‌های نوشته‌شده با خودکارهای رنگ‌‌رنگ روی اسکناس‌های چرک و چرب و کهنه هم می‌تواند یک کلکسیون باشد؟

شاهرخ گیوا در رمان تازه‌اش، «فیل‌ها»، چنین شخصیتی را خلق و قصه‌اش را روایت کرده است: فیروز جناه یا جناب؛ مرد پنجاه‌ساله‌ی تنهایی که اسکناس‌های کهنه و نویی را که بر تن‌شان چیزی نوشته شده، از گوشه‌و‌کنار جمع کرده است؛ او اسکناس‌های دوست‌داشتنی خود را از دست بقال و قصاب و میوه‌فروش و حتی از نذورات داخل ضریح امام‍زاده صالح بیرون کشیده تا کلکسیونی از هفت‌هزار‌و‌سیصدو‌سی‌و‌هشت قطعه اسکناس داشته باشد! فیروز نوزده سال از عمر خود را صرف جمع آوری اسکناس‌هایی کرده تا شاید این کلکسیون، پناهگاه او در برابر هجوم تنهایی باشد. او خود می‌گوید و باور دارد که نه کلکسیونر اسکناس، که کلکسیونر «رنج» است.

داستان «فیل‌ها» در خانه‌ی سرد فیروز و با روایت مرگ «پیرزن جادو» در مرغداری‌اش آغاز می‌شود. گرچه شناخت کامل‌تر پیرزن جادو در چندده صفحه بعد شکل می‌گیرد؛ قصه در فضایی سرد رخ می‌دهد و روایت می‌شود. و این سرمایی‌ست که در جان فیروز هم خانه کرده است. با پیش‌رفتن صفحات کتاب، روایت‌هایی را از روزگاری که فیروز در چاپخانه بانک مرکزی کار می‌کرده و نفرتی که از آن دوران داشته، می‌خوانیم. او روایت می‌کند که چطور هزاران اسکناسِ در حالِ چاپ در بانک مرکزی را با نقشه‌ای از پیش طراحی‌شده، مخدوش کرده و نشانی از خود روی آنها گذاشته تا از بانکی که سالهای زیادی از عمرش را در آن تلف کرده انتقام بگیرد. و بعد از آنیتا-همسر سابقش- می‌خوانیم که او را ترک کرده و تنها گذاشته و با دیگری به سرزمینی دیگر رفته است. از رفقای کلکسیونر فیروز می‌خوانیم؛ از «میرانی» که هنوز، بعد از سالها، کِیف می‌کند از اینکه یک‌زمانی در کافه‌ای در مادرید، بابت چند جرعه نوشیدنی، پشتِ میزی که روزگاری پابلو نرودا چندتایی از بهترین شعرهایش را آنجا گفته، پنجاه دلار پرداخته! از «محمد سلمان» کلکسیونر صفحه گرامافون، می‌خوانیم که یک روز در دورهمی کلکسیونرها ناگهان با دو چمدان پر از صفحه‌های گرامافون ظاهر می شود و کلکسیون ارزشمندش، یعنی تمام دارایی‌اش را حراج می‌کند تا رها و سبک شود. از پدر فیروز می‌خوانیم که مصحح متون کهن و درحقیقت کلکسیونر کتاب و کلمه بوده و زندگی‌شان را با کلمه‌ها معنا داده و ساخته‌است. ...

اما چرا فیروز خود را کلکسیونر رانج می داند؟! من و شمای خواننده، از همان صفحات آغازین رمان، قدم به تنهایی فیروز می‌گذاریم. تنهاییِ عمیقی که هم او، و هم پیرزن جادو را در خود فرو برده است. پیرزن ثروتمندی که اسمش عطیه است و دغدغه مشترک او با فیروز سبب آشنایی‌شان شده است. تنهایی فیروز چنان خردکننده است که حتی در جایی می‌خوانیم که از پیرزن جادو خواهش می‌کند که پیشش بماند. شاید همان‌طور که عطیه، یا همان پیرزن جادو، می‌گوید فیروز اسکناس‌هایی را که نشانی از رنج دیگران بر تن‌ خود دارند، جمع می‌کند تا تنهایی‌اش را پس بزند و این‌طور به خودش دروغ بگوید. همچنان که خود عطیه با آشپزی کردن و درست کردن سالاد شیرازی تسکین پیدا می‌کند و از احساس تنهایی می‌گریزد و می‌داند که دارد به خود دروغ می‌گوید!

«فیل‌ها» رمانی قابل‌توجه و از کتابهای خوب سال گذشته بوده‌ که انتشارات ققنوس آن را منتشر کرده است. رمان تازه شاهرخ گیوا البته ضعف‌هایی هم دارد، اما خواندن این رمان 144 صفحه‌ای را اکیداً توصیه می‌کنم.

 

* این یادداشت، پیش از این در شماره پنجم نشریه کافه داستان منتشر شده است.

/ 0 نظر / 21 بازدید