تنهایی

 

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب؛
آب در حوض نبود.
...
تو اگر در تپش باغ  خدا را دیدی، همت کن
      و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است!


سهراب

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

ماه بالای سر تنهایی است تنهایی بهترین فرصت است برای فکر کردن ،عبادت کردن ،ایجاد خلوت با یگانه معبود و تضرعی عاشقانه به درگاهش ، تنهایی ،تنها فرصت برای حس استقلال ، گشتن و گشتن در میان مردم ودیدن و آموختن بدون هیچ نگرانی برای پاسخگو بودن به ثالثی تنهایی زیستن یعنی نوعی زورآزمایی با خویشتن و جامعه البته علی رغم این همه خصیصه مثبت یک مفسده دارد و آن هم این است که گاها آدم را نسبت به خود و دیگران متوهم می سازد. دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد/ سعادت آن کسی دارد که از تنها پیرهیزد

مهدی

من از تو دل زده ترم به امید لذت هدف تو این جّو مه‌ زده قدم زدم و رسیدم به نهضت قلم اینو میخونم و قلبم به تاپ تاپ افتاده با ضربان هزار تا مغزم پر حرکت شتاب دار لحنم همه کلمات رو شکاف داد ... من میجنگم بی‌ سنگر سردر این جنگل رو میبندم اونایی که بینندن دیدن من چطور من بی‌ همدم میرفتم به سمت هدف و اون پلی‌ که ساختم گذشتم از حتی اونی‌ که باختم فردا بهم میده امید تاختن و منم از قوام یه کمیته ساختم ... منم جزو همون عده ام که پر از درد و غم تموم سنّم رو سر کردم ولی‌ حالا با قدرت می‌تونم بگم که هنوز زنده ام

*

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

فاطمه

اقا مصطفي دلم ميخواد يه دلنوشته در باره سكوت در باره تنهايي درد روح بنويسيدببخشيد كه اين حرف رو زدم

حسین

مواظب باش نیفتی در حوض، آبش خیس است.

علي شيرازي

سلام با « سايه به سايه‌» به روزم از نقد و نظرتون منو بهره‌مند بفرمايين

بهار (خونه ی دل )

ما خود شکسته ایم در این آزمون تلخ دیگر بگو خدا نکند امتحانمان

لیلا

“تنهایی” تنهایی چون باران شامگاهان برمی خیزد از دریا از هامون های پرت و دور افتاده و می ریزد آنگاه بر روی شهر می بارد تنهایی در این ساعات حال و بی حالی وقتی کوچه ها به صبح می رسند وقتی که جفت هایی بی آنکه چیزی بیابند در یکدیگر نومید و غمین از هم جدا می شوند وقتی آنان که نفرت از هم دارند به ناچار همبستر می شوند ، آنگاه تنهایی با رود ها همراه خواهد شد … شعری از راینر ماریا ریلکه

تلخون

این روزها همه مرده اند زیرا کسی را نمی یابند که دوستش بدارند به نظر شما این طور نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

baran

سلام. بنظرم خوب امدین.خوشحالم اینجارو پیدا کردم. با اجازتون لینکتون میکنم که در دسترس باشید.یاحق.