جلسه نقد!...نقدِ نقد
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠  

عصر چهارشنبه در جلسه نقد و بررسی کتاب ‍«یک شیوه برای رمان نویسی» نوشته ی حسین سناپور، از سری جلسات «نقدچهارشنبه» در دفتر نشر عصر روشن شرکت کردم و چند نکته بسیار مهم و تامل برانگیز بر من روشن شد.

اول آنکه تقریباً همه سخنرانانی که پشت میکروفون قرار گرفتند و نیز آنهایی که پشت میکروفون قرار نگرفتند و اظهارنظر کردند به این نکته ظریف اشاره کردند – والبته بسیار تاکید کردند- که: در این کتاب فقط یک شیوه برای رمان نویسی ارائه شده و نه دو شیوه یا بیشتر!

خوب شد که صاحب نظران و منتقدین خوب ما بر این نکته تاکید نمودند وگرنه ما که لابد دو سه صفحه اول کتاب را نخوانده بودیم و نمی دانستیم که نویسنده به طور مشخص به این نکته اشاره کرده است.

دوم- توانایی های منتقدان ایرانی بر من روشن شد و دریافتم که بخش قابل توجهی از منتقدان ما اصلاً نیازی ندارند کتابی را بخوانند تا درباره اش صحبت کنند یا در جلسه نقدش شرکت کنند. کافیست موضوع و نام کتاب را بدانند و به فهرستش نگاهی بیاندازند و احتمالا دو-سه صفحه ای از کتاب(ترجیحاً صفحات نخست) را بخوانند. همین؛ تمام است. حالا این صاجب نظران آماده اند تا در جلسه نقد آن کتاب ساعت ها صحبت کنند!

سوم- نکته جالب آنکه ظاهرا نویسندگان و منتقدان ما دچار کمبود جلسات تخصصی و غیرتخصصی(!) برای بیان نظرات خود هستند.(این رو به خدا جدی گفتم! و به نظرم حق هم دارند) از این روست که مترصد فرصتی هستند تا جلسه ای برای نقد کتابی ترتیب داده شود و بیایند. میدانی فراهم شود تا گویی بزنند. وقتی آمدند از همه جا حرف خواهند زد. حتی اگر لازم شود از در و دیوار هم. بعد هم اگر فرصت شد راجع به کتاب چند جمله ای خواهند گفت. البته روش درست تر ظاهرا آنست که آغاز سخن خود را با یکی دو جمله درباره کتاب شروع کنند و بعد بزنند به آن صحرایی که می خواهند و در آخر کلام خود، باز یکی دو جمله ای درباره کتاب بگویند.

قسمت عمده ای از مطالب طرح شده در این جلسه را می شد در هر جلسه مربوط به ادبیات داستانی، چه کتاب داستان باشد چه تئوری و یا هرچیز دیگر مطرح کرد.

چهارم- من تا حالا فکر می کردم که مدیریت چنین جلساتی یعنی هدایت بحث در مسیر درست و مرتبط با موضوع از پیش اعلام شده. اما ظاهراً مدیریت این جلسه نه تنها اهتمامی به هدایت بحث ها نداشت، بلکه با طرح سوالاتی در لابلای  صحبت های حاشیه ای، در هرچه بیشتر به حاشیه کشیده شدن بحث ها نقشی موثر و ستودنی داشت!

تنها فرد حاضر در جلسه که نویسنده نبود، به نحوه مدیریت جلسه و پرداختن به مباحث حاشیه و نپرداختن به خود کتاب اعتراض کرد که خداوند خیرش دهد. از آن پس جلسه جایگاه واقعی خود را پیدا کرد.

محمدحسن شهسواری که از ابتدای جلسه سکوت کرده بود، فکر کنم کلافه شد و بالاخره آمد پشت میکروفون و دقایقی درباره خود کتاب و مطالب مرتبط با رمان نویسی صحبت کرد و بعد هم نوبت نویسنده شد. و حسین سناپور هم درباره کتابش و رمان نویسی دقایقی حرف زد.

چندبار آرزو کردم که ای کاش کاری برایم پیش آمده بود و مجبور شده بودم که فقط 30-40 دقیقه پایانی جلسه حاضر باشم. حسنش این بود که نزدیک دو ساعت از عمرم را نجات داده بودم.