ما هیچ، ما نگاه!
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥  

 ما هیچ ما نگاه

بعضی از ما انسان ها، دائماً ذره بینی به دست گرفته ایم و با آن، رفتارها و گفته های دیگران را موشکافی می کنیم. این موشکافی، مقدمه ی تفسیر و تحلیل و قضاوت ما می شود. بعضی از ما، ذره بین ضعیف تری داریم و بعضی دیگر، ذره بینی با بزرگنمایی بسیار زیاد؛ آن قدر زیاد که حتی می تواند کاه را به اندازه کوه نشان دهد.

هرچه ذره بین قوی تری در دست گرفته باشیم، بیشتر (و نه بهتر!) تفسیر  و قضاوت می کنیم. و از این رو، بیشتر از ماهیت «واقعیت»ی که می بینیم و زیر ذره بین آن را می کاویم، دور می شویم. بیشتر در خود و ذهنیات مان غرق می شویم.

ذهنیات ما و تفسیرها و قضاوت هایمان آنقدر بزرگ می شود که جلوی دیدمان را می گیرد؛ مثل بادکنکی که در آن دمیده باشیم و باد شده باشد؛ آن چنان که جلوی صورت ما را بگیرد. و حالا ما می مانیم و رشته تمام ناشدنی افکار بی پایه و موهوم و دور از حقیقت. و صد البته رنجی که می بریم .

نمی بینیم و فقط تفسیر می کنیم. گاه، حتی، ندیده تفسیر می کنیم! حالا چه کنیم با این «ندیدن»هایمان!؟ به جای آنکه ببینیم و اصلاً بتوانیم ببینیم، دست به دامان موهومات و ساخته های حبابی ذهن می شویم. حباب هایی که بزرگ می شوند و ناگهان می ترکند و جای خود را به حباب دیگری می دهند و اثر آن «ترکیدن» بر روان ما می ماند.