آب سرد!
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩  

معمولاً اساتید و مدرسین هنگام تدریس برای دانشجویان و هنرجویان انتظار دارند که حاضرین مشارکت فعالی داشته باشند و در مباحث مطرح شده، با طرح سوال شرکت کنند. این «سوال کردن» برای استاد نشانه ای است از اینکه: هستند کسانی که صحبتهای او را شنیده و اکنون برای تکمیل فهم خود از درس ارائه شده، سوال می کنند.

با این مقدمه کوتاه، خاطره ای را نقل می کنم:

کلاس ساکت بود و استاد با شور و هیجان فراوان درباره علم زبان شناسی و تحولات آن صحبت می کرد. در این میان به ابداعات فردیناند دوسوسور اشاره کرد و دقایقی در این زمینه سخن گفت. او از انواعِ زبان سخن به میان آورد و اینکه به کدام نوع باید نوشت. و از تحول ایجاد شده در زبان شناسی توسط این زبان شناس برجسته گفت.

دقایق فراوانی گذشت و مدرس کلاس سعی می کرد که مطلب را ( که گستردگی فراوانی داشت) به صورت فشرده و خلاصه بیان کند. ناگهان یکی از حضار  دست خود را به نشانه سوال بالا برد. کسانی که تجربه تدریس دارند، خوب می دانند این «دست بالا رفتن» چقدر برای استاد روحیه دهنده و انرژی بخش است.

اما سوال این هنرجو  نه درباره زبان شناسی بود و نه گونه ها و انواع زبان و نه آنچه مرتبط با نوشتن(موضوع اصلی درس ) است. او سکوت هنرجویان را شکست و به میان صحبت های استاد آمد تا بپرسد: «استاد اسمش فردیناند چی چی بود؟ واضح می گید تا یادداشت کنیم؟»

فکر می کنم شما هم با من موافقید که با طرح چنین سوالی، استاد چه حالی پیدا کرد؛  آب سردی بر سر و تن استاد ریخته شد و  هیجان و اشتیاقش را فرو نشاند.