این کتاب خواندنی نیست!
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٩  

از سری یادداشت های «ترجمه هایی به مثابه سوهان روح!»

 

بعضی وقت ها دنبال کتابی خاص هستی؛ پیدایش می‌کنی و با ولع و اشتیاق فراوان شروع به خواندن می‌کنی و چند صفحه‌ای که پیش می‌روی، کم‌کم سست و مشکوک می شوی؛ مشکوک به اینکه آیا اصلاً این کتاب را باید خواند!؟ و هرچه پیش‌تر می‌روی، سستی و شک‌ات بیشتر می‌شود و نهایتاً به این باور می‌رسی که این کتاب را باید کنار گذاشت!

روزهایی که گذشت، روی موضوع «گروتسک» مطالعه می‌کردم. دو کتاب فارسی با این موضوع می‌شناختم. یکی «گروتسک» فیلیپ تامسون از «مجموعه‌ی مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری» نشر مرکز به ترجمه فرزانه طاهری که بسیار خوب و روان و مفید بود.(که این کتاب را غلامرضا امامی نیز ترجمه کرده است) و دیگری «گروتسک در هنر و ادبیات» نوشته جیمز لوتر آدامز و ویلسون یتس،به ترجمه آتوسا راستی که در نمایشگاه کتاب در غرفه نشر قطره دیده بودمش.

دو-سه روز وقت گذاشتم و 7-8 کتابفروشی که معمولاً کتاب‌هایم را از آنجا می‌خرم، گشتم و عاقبت این کتاب را یافتم. انتظار داشتم که این کتاب ، باتوجه به فهرست جذاب و توجه برانگیزش، دری به درک کامل مفهوم و معنای گروتسک به رویم بگشاید. که در همان ده صفحه اول برایم مسجل شد که انتظاری عبث داشته‌ام: یک توقع احتمالاً بی‌جا! مترجم کتاب، چیزی در حد یک «فاجعه» تحویل ناشر داده است و ناشر صاحب‌نام، بی‌آنکه اثر ترجمه شده را حتی ویراستاری سردستی بکند، منتشر کرده است. آن هم زیرنظر شخص بزرگی همچون «قطب الدین صادقی». یک ترجمه بسیار ناشیانه و پرغلط و گنگ.

یک فرد غیرمترجم که انگلیسی را تا حدی بداند، آن‌طور که بتواند گلیمش را از آب بیرون بکشد و مقاله ای را دست و پا شکسته بخواند و بفهمد، به یاری چندجلد لغتنامه عمومی و تخصصی انگلیسی و کمی صرف وقت، می توانست چنین ترجمه ای از کتاب داشته باشد. البته تصحیح می کنم: می توانست ترجمه ای حتی بهتر از این کتاب داشته باشد!

در هر صفحه از کتاب حاضر، نمونه های زیادی از اشکالات و ابهام ها می‌بینیم و درست‌تر آنست که بگوییم صفحه ای در کتاب نیست که در آن  مشکلات ترجمه یا ویراستاری نبینیم! برای روشن شدن شاهکار مترجم و ناشر، فقط چندتایی نمونه از کتاب را عیناً و بی‌کم‌وکاست-حتی در نشانه گذاری و اعراب‌گذاری- می‌آورم:

 

«کارناوال وقف شدن در یک آزادی خلاق است و فراهم آوردن این امکان،  تا تحت غلبه‌ی طیف گوناگونی از اجزای مختلف و برقرار کردن رابطه توسط آنها باشیم و از نقطه نظر عمومی درباره‌ی جهان آزاد شویم...»

منظور نویسنده یا مترجم از این عبارت چه بوده است!؟ یعنی چه که: تحت غلبه‌ی طیف گوناگونی از اجزای مختلف و برقرار کردن رابطه توسط آنها باشیم و یعنی چه که: از نقطه نظر عمومی درباره‌ی جهان آزاد شویم. اصلاً «طیف گونانی از اجزای مختلف» دقیقاً یعنی چه؟!

«در گروتسک فولکلورْ دیوانگی تقلیدی طنزگونه از منطق رسمی و اهمیت نه چندان زیاد واقعیت پذیرفته شده است و نوعی دیوانگی مسرور کننده به شمار می رود.»

آیا این جمله را نمی‌شد طوری نوشت که خوشخوان و قابل فهم باشد و لازم نباشد چندین بار بخوانیم تا شاید متوجه شویم که منظور دقیقاً چیست!؟

«تصویر باختین از گروتسک و عملکرد آن در زندگی ما، ارائه کننده‌ی واژه‌ی خاص او از این مفهوم و وجود زندگی به عنوان یک کل واحد است.»

آیا منظور تصویر ارائه شده توسط باختین بوده، یا تصور باختین!؟ یعنی چه که: «ارائه کننده‌ی واژه‌ی خاص او از این مفهوم و وجود زندگی به عنوان یک کل واحد است.» اصلاً «واژه‌ی خاص او از این مفهوم» یعنی چه!؟ آیا منظور نویسنده، «تعبیر خاص او...» «برداشت خاص او...»، «تعریف خاص او» یا چیزی شبیه این نبوده است که مترجم این‌طور آن را ترجمه کرده است!؟

«در رابطه با نگرش باختین از گروتسک و ...» ...یا در صفحه ای دیگر: «در رابطه با نگرش آدامز از این فرایند...»

 روشن است که «نگرش به» صحیح است و نه «نگرش از».  و لازم نیست کسی ویراستار باشد تا این نکته ساده و اولیه را بداند. یقیناً یک نویسنده تازه‌کار هم این را می‌داند که حرف‌اضافه‌ای که با مصدر «نگریستن» همراه است، «به» است و نه «از»!  از این دست استفاده‌های نابجا و اشتباه از حروف‌اضافه در متن به وفور دیده می شود.

«در واقع گونه ای از عدم وجود است که با الگوهای طبقه بندی ما برای چیزهای واقعی همخوانی ندارد.»

نخست آنکه، از معروف‌ترین و بدیهی‌ترین نکات نگارشی این است که : ترکیب «عدم وجود» غلط است.و این ترکیب مشابه چیزی نظیر «نبودِ بود» است! دوم آنکه، آیا مترجم عبارت چیزها را در ترجمهthings  آورده است؟! آیا نباید در این متن، از واژه دیگری به جای واژه عامیانه «چیزها» استفاده می شد؟!!

جایی در متن به عبارت «سفرهای بومی» - بی هیچ توضیح و تعریفی- برمی‌خوریم. من نمی دانم که این عبازت معادل کدام واژه یا ترکیب است و منظور مترجم از «سفرهای غیربومی» چیست؟

«در داستانِ سقوطْ همه‌ی ما موجوداتی مشاهده می شویم که از حالت اصلیِ بی عیبی و تکامل یه زندگی فانی سقوط کرده ایم...»

روشن است که منظور از «سقوط»، البته «هبوط» بوده است و اشاره به داستان هبوط آدم از بهشت دارد! یعنی چه که: «همه‌ی ما موجوداتی مشاهده می شویم»!؟!!  «حالت اصلی بی‌عیبی» یعنی چه؟ آیا منظورنویسنده، چیزی مثل «پاکی فطری» یا «پاکی ذاتی»  نبوده که مترجم این گونه آن را ترجمه کرده است!؟ «تکامل» در این جمله چه معنایی دارد ؟!! «تکامل» یعنی کامل شدن؛ پس یک فرایند است. و یک حالت نیست! شاید منظور نویسنده، حالت کمال و بی نقصی بوده است.

... از این دست اشکالات و خیلی خیلی وحشتناک تر از این اشکالات در متن بسیار فراوان است. و این ها تنها چندنمونه بود و بس. یک وقت فکر نکنید که متن را جستجو کرده ام تا این چند اشکال را در آن بیابم!

خلاصه آنکه این کتاب 269 صفحه‌ای را علی‌رغم تشنگی فراوان به دانستن مفهوم عمیق گروتسک و ظرایف و وجوه آن، به‌ناچار در صفحه 87 کنار گذاشتم و برای حفظ سلامت اعصاب و البته جلوگیری از اتلاف وقت، از مطالعه این کتاب دست کشیدم و عطایش را به لقایش بخشیدم. من «آتوسا راستی»، مترجم این کتاب را نمی‌شناسم. اما انتشارات قطره را می‌شناسم که ادعایی در انتشار کتب ارزشمند دارد و انصافاً هم کارنامه‌اش درخشان است. بنابراین، روی سخنم با ناشر است که چرا ترجمه این کتاب ارزشمند و مفید را که باتوجه به کمبود منابع نظری فارسی درباره «گروتسک» می توانست یکه تاز و پاسخگوی علاقمندان و پژوهشگران باشد، به یک مترجم کارنابلد سپرده‌اند؛ آن‌هم بدون ویراستاری و نظارت، و صرفاً با اکتفا به آوردن عنوان «مجموعه زیرنظر: قطب الدین صادقی».

 کاش این کتاب را کسی دیگر ترجمه می‌کرد یا ویراستاری کاربلد آن را ویرایش می کرد. کاش این کتاب را مترجمی دیگر، از نو به فارسی برگرداند تا دوباره بخوانمش. این بار تا پایان!