ترکیب محالِ عشق و دوییّت!
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧  

عرفا گفته اند که عشق، «دیگرخواهی» است؛ از«خود» گذشتن است تا به دیگری برسیم. عشق، ترک «خود» است. عشق، گذاشتن «خود» بر «در» و پای نهادن به ساحت معشوق است.
مولانا جلال الدین تمثیل ها و حکایات در تبیین این نکته دارد و یکی این است که:

آن یکی آمد در یاری بزد
گفت یارش: کیستی ای معتمد؟

 گفت: «من» گفتش: «برو، هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست

 خام را جز آتش هجر و فراق
کی پزد؟ کی وا رهاند از نفاق؟»

 رفت آن مسکین و سالی در سفر
در فراق دوست سوزید از شرر

 پخته گشت آن سوخته پس باز گشت
باز گرد خانهٔ همباز گشت

 حلقه زد بر در به صد ترس و ادب
تا بنجهد بی‌ادب لفظی ز لب

 بانگ زد یارش که: بر در کیست آن؟
گفت: بر در هم تویی، ای دلستان!

 گفت: اکنون چون منی، ای من در آ
نیست گنجایی دو من را در سرا

مثنوی، دفتر اول

با عشق می شود از کثرت به وحدت رسید.