در سالروز تولد کافکا
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٢  

 

 

 

امروز سالروز تولد کافکاست. نویسنده ای که جهانی را در داستان هایش ترسیم کرد، کاملاً منحصر به فرد. جهانی که در آن انسان به غایت تنهاست. و تحت سلطه نیرویی جبّار قرار دارد که ماهیتش روشن نیست و سازوکار عملکردش بر اساس منطق نیست و قواعدش درک‌ناپذیر می‌نماید؛ البته اگر قاعده ای وجود داشته باشد.

مگر می شود مسخ را خواند، محاکمه را خواند و قصر را خواند و داستانهای کوتاهش را نیز؛ و آنگاه درنگ نکرد، تامل نکرد، غرق نشد؟!

من جهان کافکایی را می شناسم و باور کرده ام. و فکر می کنم که ما گیر افتاده ایم. ما را انداخته اند، یعنی پرت کرده اند وسط زندانی به اسم دنیا،که گرچه فراخ است، اما فی الواقع زندان است؛ و هیچ گریزراهی هم نداریم. و تنها خود را سرگرم کرده ایم به سرگرمی ها و دلخوشی هایی که به خیالی می مانند؛ فاقد جسمیت و دور از واقعیت.

خود حضرتش(!) می گوید:

همه خیال است: خانواده، اداره، دوستان، کوچه و خیابان، زن، همه خیال است. در دوردست یا نزدیک و دم دست. اما تنها حقیقتی که از شاهرگ گردن به تو نزدیکتر است آن است که تو بر دیوار زندانی بسته و بی روزن  سر می کوبی!

 

روح جناب کافکا شاد!