برای آنها که هنوز غوره نشده اند!
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤  

کسانی را می شناسم به شدت توهم زده. آن قدر که نگو! اسیر این توهم و باور که کسی شده اند فراتر از دیگران. اینان یا به لطف خداوندی، بهره ای از صدای خوش یا زیبایی برده اند یا فضل و هنری دارند.  و آن زیبایی و فضل و هنر را مضاعف که نه، چندین و چند برابر می بینند. فکر می کنند که حالا که زیبایند و یا مدرک دانشگاهی فلان دارند و یا به پست و جایگاه کاری و اجتماعی بالایی رسیده اند و یا نویسنده و هنرمندند و قلمی دارند و هنری، دنیای پیرامونشان حول محور وجود بابرکت و فاضل و هنرمندشان می گردد. یعنی فکر می کنند که آدم ها باید دورشان بگردند و چون فرعون، والایشان دانند و تکریمشان دارند. اینطور می‌شود که متفرعن و خودبزرگ بین و خودشیفته می شوند  و بعد توی ارتباطهایشان با دیگران، این خودبزرگ بینی و نارسیسیسم است که رفتارشان را شکل می دهد.

حالا بگذریم که جناب فرعون، فرعون بود و بزرگ. اینها که هنوز حتی غوره هم نشده اند!

اما یک عامل مهم و بلکه بسیار بسیار مهم در شکل‌گیری و گسترش ابعاد این خودشیفتگی، اطرافیان این حضرات هستند که گردشان جمع می شوند و مدح و تمجیدشان را می گویند.
می گویند فرعون، فرعونیت خود را به سبب مدح های زیردستانش به دست آورد  و این‌طور شد که ادعای خدایی کرد. وگرنه پادشاهی معمولی بیش نبود. مولانا می گوید: نفس آدمی براثر مدح و ستایش­های مردم، به فرعون تبدیل می­شود:

از وفـور مـدح‌هـا، فـرعـون شـد
کُــن ذلــیـل النـفـسِ هَـوْنـاً لا تـَسُد

از فربه کردن نفس‌مان بپرهیزیم که هیچ نیستیم. حتی اگر انیشتین و چایکوفسکی بتهون و رامبراند و و رنه ماگریت و همینگوی و فاکنر هم باشیم، هیچ نیستیم.