جهان امکان
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۸  

این سطور را پیش از این،  در بخشی از سرمقاله اولین شماره نشریه داستان نامه آورده ام:

... دنیای مجازی، عرصه‌ای فراخ و بی‌دغدغه(یا درست‌تر بگویم، کم دغدغه) فرا‌روی کاربران آن گسترانده است. امکاناتی که دنیای اینترنت در اختیار فعالان حوزه فرهنگ قرار می‌دهد، چنان است که حتی ما نویسندگان و اهالی کوچه داستان را نیز که با وضع موجود، طبیعتاً می‌بایست ناامید باشیم، امیدوار می‌سازد. کاری که این روزها با اتکا به ظرفیت‌های سنتی، دیگر محال می‌نماید، در فضای مجازی اینترنت به سامان و سرانجام می‌رسد؛ در زمانه و سرزمینی که در آن، نویسندگی نه پیشه‌ای درآمدزا، که نوعی دلبستگی درآمدسوز است، این‌که عده ای نویسنده - حالا تو بگو جوان - را در دفتر نشریه‌ای گرد هم آورد تا در حوزه ادبیات داستانی تولید محتوا و متن نمایند و حاصل عرق‌ریزان‌شان، نشریه‌ای کاغذی شده و در سراسر این سرزمین منتشر شود، دیگر برای غیردولتی‌ها و آنها که پشت‌شان به جایی گرم نیست، نشدنی یا «اتفاق»ی شگفت می‌نماید.

این امر نشدنی، در دنیای مجازی به امکان می‌رسد: دیگر نه نیازی به ساختمان و دفتر مجله با آن هزینه‌های فضایی و کذایی است و نه ملزومات سخت‌افزاری پرهزینه دیگر. و حالا نویسندگان، نه تنها از گوشه‌گوشه یک شهر، که از تمام این کره خاکی به طور مجازی گرد هم جمع می‌شوند و متن و اندیشه می‌آفرینند تا در قالب یک نشریه، مدون و آراسته منتشر شود.


شماره اول «داستان نامه» را از اینجا دریافت کنید.