نمایشگاه کتاب تهران-2
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥  

مسوولان و کارشناسان فرهنگی سالهاست که دارند از فاجعه ی بزرگی در عرصه فرهنگ می گویند و می نالند. فاجعه ی «سرانه مطالعه مردم ایران»! اعدادی که در آمارها به آن اشاره شده، همگی حول  عدد 2 می چرخد؛ یعنی حدود دو دقیقه در روز! این عدد را باید مقایسه کرد با اعداد کشورهایی مثل ژاپن(90 دقیقه)، انگلستان و ترکیه و مالزی (55دقیقه). آن وقت شدت و عمق فاجعه را بیشتر می فهمیم.

البته این عدد 2 دقیقه در روز، را در سالهای اخیر، مسوولین متبحر در آمارسازی به اعداد  18، 38 و 95 و ... رسانده اند. ( احتمالا اعداد کاسته شده از میزان واقعی تورم را - که به درصد است- برمی دارند و بدون آنکه تبدیل واحدکنند!! به حساب دقیقه، می گذارند روی آمار سرانه مطالعه!)

اظهارات علی‌اکبر اشعری رییس پیشین کتابخانه‌ملی در خصوص ارائه آمارهای غلط
گزارش همشهری جوان: آماری تامل برانگیز در باب میزان سرانه مطالعه ایرانی‌ها
گزارش فریبا نیک نژاد، روزنامه همشهری: سرانه مطالعه در ایران ۲ دقیقه است یا ۷۶ دقیقه؟

 همانطور که برای فهمیدن فاصله مضحک تورم واقعی و تورم اعلام شده از سوی دولت، نیازی به دانستن علم اقتصاد نیست، برای دانستن اختلاف عجیب و غریب آمار واقعی سرانه مطالعه و آمار ساختگی اعلام شده، هم نیاز چندانی به تحقیق آماری نیست. مردم عادی پیرامون شما و یا خود شما در روز به طور میانگین چند دقیقه کتاب می خوانید؟ اصلاً می خوانید؟ اگر جوابتان مثبت است و احتمالا عدد خوبی هم گفته اید، زیاد خوشحال نباشید! جمعیت بزرگ روستایی را به یادتان بیاورید که اساساً کتاب برای بخش عمده ای از آن بی معنی است!

خلاصه آنکه بر همگان واضح و مبرهن است که ما ایرانی جماعت، کتابخوان نیستیم!

اما چرا نمایشگاه کتابمان اینقدر شلوغ می شود؟! چه جاذبه ای دارد این نمایشگاه کتاب تهران که در محیطی کاملاً نامناسب هم برگزار می شود!؟

بیاییم این گروه ها را مشخص و درصد سهم آن ها را در میان شرکت کنندگان نمایشگاه کتاب روشن کنیم :

 - کسانی که از شهرستان - با دریافت بودجه ای از نهادهای دولتی و به عنوان ماموریت اداری برای تهیه کتاب می آیند. یعنی کارمندانی (به ویژه شهرستانی) که برای انجام وظیفه خرید برای نهاد و ارگان ذیربط در نمایشگاه شرکت می کنند.

- نوجوانان و جوانانی که برای تهیه کتب اموزشی کنکور (لیسانس و ارشد) به نمایشگاه می آیند و برای خیلی از آنها کتاب، منحصراً به معنی وسیله ای برای قبولی در دانشگاه و ارتقای مهارت های تست زنی است. حضور این گروه طبیعتاً در فضای کوچک نمایشگاه، منحصر به غرفه ناشرین آموزشی و دانشگاهی نخواهد بود.

- نوجوانانی که فرصت نمایشگاه کتاب را مغتنم می شمارند تا به بهانه خرید کتاب کنکور، صبح تا عصری را در نمایشگاه با دوستان خود بگذرانند. بچرخند و بسته به نوع تربیت و جایگاه اجتماعی خود رفتار لذت جویانه داشته باشند.

-نوجوانانی که نمایشگاه کتاب را فرصتی برای جبران محدودیت های اجتماعی می بینند و ساعاتی را با دوستان خود از جنس مخالف در نمایشگاه می گذرانند: دست در دست هم!

-عده ای که (غالباً زوج ها) نمایشگاه کتاب رفتن را برای سربلند بودن و فخرفروختن به اطرافیان لازم می دانند. احتمالا خرید اینها محدود به کتب آشپزی و روانشناسی بازاری خواهد بود.

- گروهی که صرفاً مشتری کتب مذهبی و ادعیه هستند. اینها عموماً با کتاب های دیگر چندان کاری ندارند.

- کتابخوان ها. چه حرفه ای و چه غیر. آنها که هفته ای یا ماهی لااقل یک کتاب (رمان، داستان، نظری، ...) می خوانند. اهل کتاب!

- و اهل قلم و نویسندگان

- و غیره... که شما می توانید احتمالاً 3-4 گروه دیگر را که در این لیست نیامده به آن اضافه کنید.

خودتان با تخصیص اعدادی به عنوان درصد سهم هر گروه، قضاوت کنید که احتمالا چند درصد از این عدد عجیب و غریب بازدیدکنندگان، به راستی اهالی کتاب و قلم هستند.

 

* * *

و پیشنهاد کتاب:

این سه مجموعه داستان کوتاه ایرانی را حتماً بخوانید؛ لذت خواهید برد:

اول- آمده بودی برای خداحافظی (میترا صادقی- نشر ثالث)
دوم- دلاویزتر از سبز (علی موذنی- سوره مهر)
سوم- اگه تو بمیری (محمدرضا گودرزی- نشر افق)

راستی.... می دانید که نشر چشمه را - که یکی ازبزرگترین ناشران تخصصی داستان است از حضور در نمایشگاه منع کرده اند؟ ما امروز می رویم فروشگاه نشر چشمه زیر پل کریمخان؛ حتی اگر نخواهیم کتابی بخریم!!