برای ما که خودمان را خفیف کرده ایم!
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦  

در پارک های ایروان بارها نقاشان و نمایشگاه های نقاشی را دیدیم

ایرانی هایی که به ارمنستان می روند، انگار فقط و فقط برای نوشخواری و رقص، هزینه های دلاری سفر را به جان می خرند و هیچ دیگر از آن دیار نمی خواهند. تا دلت بخواهد در ایروان دیسکوی ایرانی است؛ گله به گله. به خصوص در مرکز شهر و در منطقه «اپرا هاوس». و تا دلت بخواهد در حوالی این دیسکوها -به خصوص هرچه به دیرهنگام شب نزدیک می شوی- ایرانی می بینی. اصلا انگار آن منطقه در آن ساعت های شب، منطقه ایرانی ها می شود. ایرانی هایی که کلی پول خرج می کنند که تا نیمه شب بنوشند و برقصند و توی هم وول بخورند. من این را از زبان خیلی ها شنیدم که در مدت مثلاً  5شب اقامتشان در ایروان، دیسکو شبانه برنامه هر 5 شبشان بوده است!

این مجسمه تقریباً در شمالی ترین نقطه ایروان است و از تمام شهر دیده میشود

 

 

 

ایروان و حومه آن جاهای دیدنی فراوان دارد. این شهر، شهر تندیس هاست؛ مجسمه هایی عظیم و باشکوه و زیبا. کلیسا، معبد، صومعه، موزه، پارک و  جاذبه های طبیعی و زیست محیطی از دیدنی هایی است که نباید در سفر به ارمنستان از دست داد. و البته اکثر ایرانی ها قسمت عمده این دیدنی ها را هرگز نمی بینند.

 

 ما، انگار که جزء استثناها بوده باشیم. رفتیم جاهای دیدنی ایروان را دیدیم. البته نه همه جا را. تا آنجا که وقت داشتیم و انرژی و حال، در این شهر هنری گشت زدیم. توی جاهای دیدنی و تاریخی اش به ندرت ایرانی ها را می دیدیم. که البته اصلاً عجیب نبود. حتماً در حال استراحت بودند تا شب با انرژی بروند دیسکو.

این را ارمنی ها هم فهمیده اند. و توریست های ایرانی را این گونه شناخته اند! چه تنزّلی!... فکر کردم که اصلاً توهین به خودمان است که برویم توی زیرزمین هایی که اسم دیسکو رویشان گذاشته اند؛ زیرزمین هایی که بوی گند و تند مشروب و دود سیگار توی هوای آن موج می زند. با آن صدای گوشخراش موزیک شان و وول خوردن آدمهای عرق کرده توی هم. نمی دانم؛ یعنی ما را آنقدر تشنه و حریص ساخته و نگه داشته اند که ناگزیر باید توهین و خفت حضور در این زیرزمین ها را به جان بخریم!؟... ای کاش چنین نمی بود!