سلام دوباره؛ با دستی پر!
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢  

بعد از روزها (و شاید حدود یک ماه) غیبت دوباره اینجا هستم. توی بیرنگی. تا دوباره بنویسم. تعطیلات عید فرصت خوبی است برای نوشتن. نوشته ام؛ تنبلی نکرده ام. اما نبودم که اینجا بنویسم تا شما مهربانان هم بخوانید. برای خودم و گوشه دفترم نوشته ام.

راستی ظاهراً باید طبق سنت، فرارسیدن سال نو و عید نوروز را تبریک بگویم و آرزوی «سالی سرشار از برکت و موفقیت توام با سلامتی» بکنم! خب، پس تبریک می گویم و آرزو می کنم!

خوب است که همیشه برای همدیگر، آرزوهای خوب - و از صمیم قلب داشته باشیم. خوب است که همیشه نو و در کیفیت نوشدن باشیم. همیشه بهاری با طراوات باشیم.

... سلام

 

 

* * *

در روزهای آغازین سال جدید، سفر بودم و حالا برگشته ام. سفر بسیار شیرین و مفیدی بود. از آن سفرها که دوست داریم تکرار شود. از آن سفرها که «پخته کند خامی». از آن سفرهایی که وقتی برمی گردیم، دستمان انگار پُر است. چیزهایی در این سفر و درباره این سفر نوشته ام. چند خط از یادداشتهای سفری ام را در یکی دو پست بعدی منتشر می کنم. فعلا...

شاد باشیم و بهاری